کل نماهای صفحه

۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

شعر عاشقانه یک ریاضیدان

منحنی قامتم، قامت ابروی توست

خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی توست

حد رسیدن به تو، مبهم و بی انتهاست

بازه‌ تعریف دل، در حرم کوی توست

چون به عدد، یک تویی من همه‌ صفرها

آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست

پرتو خورشید شد مشتق از آن روی تو

گرمی جان ‌بخش او جزئی از آن خوی توست

بی تو وجودم بود یک سری واگرا

ناحیه همگراش دایره‌ روی توست

دکتر هشترودی 

۵ نظر:

  1. majideh khanoom kolli lezzat bordim . kaash chand khati ham shoma bar aan mi afzoodi .

    پاسخ دادنحذف
  2. به به مریم گلی عزیزم، خوشحالم که لذت بردی. ما که شعر و شاعری نمیدونیم، اگه چند خطی هم در گذشته های دور می گفتیم به خاطر ... بود، دیگه خودت بهتر می دونی. راستی من از چی بگم؟ از قضیه چهار رنگ یا گراف اویلر؟!!! یا از مقادیر ویژه لاپلاسین... یا از تلفیق ریاضی و عشق و فلسفه؟؟!

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام مجیده جان خیلی زیبا بود واقعا" آره اگر یکم خودت بهش اضافه می کردی خوب بود همیشه تو نوشته هایت گل می کاری نویسنده خوبی هستی موفق باشی

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام
    در پست بالا نتونستم نظر بذارم
    نوشته هاتون رو خوندم
    زیباست
    و اینکه باید بگم عالم عیب و غریب شما آدم رو به یاد انشتین میندازه

    پاسخ دادنحذف
  5. آقای بهرام پور سلام، خوشحالم که سر زدید و ممنون از نظرتان.

    پاسخ دادنحذف