Sharon Crasnow
مجیده قاضی زاده
الیسون وایلی: عینیت توانبخش
طی پانزده سال گذشته، همچنین الیسون وایلی، نظریه دیدگاه را مورد کاوش قرار داده است. در حالیکه هاردینگ تلاش می کند تقسیم بندی مدرنیست/پست مدرنیست را مدنظر داشته باشد، تا آنچنان که خودش می گوید به هر دو روش، نظریه دیدگاه را داشته باشد؛ فهم وایلی از "دیدگاه" بیشتر به طور مستقیم با استانداردهای سنتی ارزیابی نظریه متصل است و ارتباط نزدیکتری با تجربه گرایی فمینیست دارد.
وایلی اظهار می دارد که عینیت بارها استفاده شده تا ارتباط خاص میان نظریه و جهان را نشان دهد و همچنین به عنوان ویژگی ادعاهای معرفتی، شناسایی شده است. او بیشتر از اینکه برای تجزیه و تحلیل این خاصیت تلاش کند، پیشنهاد می کند که وقتی می گوییم فلان ادعاها، عینی هستند در واقع منظوری بیشتر از این نداریم که آنها مطابق مجموعه ای استاندارد از خاصیتهای معرفت شناختی هستند، از قبیل شایستگی تجربی، قدرت بیانگری، وابستگی درونی، سازگاری با دیگر بخشهای تایید شده معرفت و شاید موارد دیگر. این که دقیقا کدامیک از ویژگیهای معرفتی در این فهرست جای می گیرند، برای وایلی اهمیت ندارد اگرچه اعتراف می کند که خوب می بود اگر در مورد یکی یا بیشتر از خواص پیشنهاد شده و درجه اهمیت هر کدام از آنها بحث می کرد. شایستگی تجربی مهم می باشد، زیرا در همه لیستهای این چنینی ظاهر می شود، اما شایستگی تجربی، مبهم است. می تواند وفاداری به بدنه ای پربار از شواهد موضعی تعبیر شود، که به آن عمق تجربی گوییم و یا یک ظرفیت برای جنبش ( اصطلاح هاراوی ) که ادعاها در مساله می توانند به بردی از قلمروها و استعمالها تمدید گردند که آنرا عرض تجربی گوییم.
عینیت تنها به ادعاهای معرفتی منسوب نمی شود. همچنین به طرق مختلف به عنوان بی علاقگی، بی طرفی، بی غرضی یا فقدان تعصب تعبیر می شود. وقتی عینیت در این مسیر مورد استفاده قرار گرفت، منسوب به روش شناسی می شود،چه خود روشها و چه کسانی که آنها را به کار می برند (پژوهشگران). عینیت ادعاهای معرفتی قصد داشته با حذف تعصب و با استفاده از روش شناسی های مناسب، در امان باشد. یکی از اشکالات نظریه دیدگاه این است که ظاهر می شود تا از این وابستگی سرپیچی نماید. اما همانگونه که کوهن (1977) ملاحظه نمود، آن خواص معرفتی که مکررا به ادعاهای معرفتی وابسته اند، را نمی توان با هم ماکزیمال نمود. هر کدام از این خواص که بیشینه شوند، بستگی به علایق، نیات، اغراض و اهداف ما دارد. حتی با دخالت شایستگی تجربی، باز سبک و سنگین کردنهایی وجود دارد، زیرا شایستگی تجربی، ابهام دارد. دو مفهوم شایستگی تجربی عرضی و عمقی، اغلب با هم رقابت می کنند و بعضی اوقات خواص دیگر با شایستگی تجربی در تضاد هستند. بنابراین عینیت چیزی بیشتر از ارائه این خواص نیست، اما بسته به دیدگاه، ماکزیمال ساختن برخی از خواص نسبت به دیگر خواص می تواند مفیدتر واقع شود. در واقع حتی دیدگاه ممکن است عاملی در ارتقای عینیت باشد با پرتوافکنی بر گونه های شایستگی تجربی، نیروی بیانگر یا دیگر خواصی که برای یک پروژه ویژه، مناسب هستند.
با استفاده از این تجزیه و تحلیلها، یک تنوع از ادعاهایی که برای نظریه دیدگاه ساخته شده اند را مورد بحث قرار می دهد. بنابراین به عنوان مثال، نظریه پردازان دیدگاه، یک مزیت معرفتی برای کسانی که در موقعیتهای فرمانبرداری هستند، اعلام می کنند، موفقیتی بهتر را برای برخی انواع شاهد، بحثهای اکتشافی – استنتاجی خاص، فرضیه بیانگر و تفسیری که ممکن است برای دیگران موجود نباشد، را ادعا می کنند. نه هیچ چیز بی ارادی در مورد آن مزیت های معرفتی که ممکن است به گروههایی که مورد اشکال قرار گرفته اند، متعلق باشد، وجود دارد و نه ضمانتی وجود دارد که آن گونه هایی از مزیت معرفتی که آنها دارند، عینیت را ارتقا خواهد بخشید. با این وجود وایلی، نظریه دیدگاه را به عنوان وسیله ای برای کسانی که در مطالعات علمی استخدام شده اند و قصد دارند سرشت معرفت علمی را درک کنند، قبول می کند. او دلیل می آورد که با نگریستن به عینیت به عنوان اجتماع مجموعه هایی از خواص متعلق به فهرست استاندارد به علاوه به کار گرفتن اهداف فمینیستها، می توانیم مشاهده کنیم که چرا "دیدگاه" ممکن است قادر به مشارکت با عینیت باشد. "دیدگاه" ما را قادر می سازد که بدانیم در شرایط محیطی ویژه، بایستی کدام خواص معرفتی را بیشینه ساخت تا به اهداف مربوط به آن شرایط محیطی دست یافت.
نظریات وایلی و هاردینگ در مورد عینیت، مکمل یکدیگرند. وایلی با این موافق است که استانداردهای عینیت بایستی در روشها و ارزشهایی که به خود فعالیت علمی شکل می دهند، به کار گرفته شوند، در حالیکه هاردینگ اظهار می دارد که ما برای این پرسش که کدام استانداردها بهترند، جوابی خواهیم گرفت. وایلی با این عقیده که ما تنها یک جواب نهایی خواهیم گرفت که در همه شرایط محیطی می تواند به کار گرفته شود، مخالفت می کند. وقتی می پرسیم اگر نظریه خواص معرفتی مناسب را در درجه مناسبی نمایان می سازد، پاسخ به زمینه، بویژه علایق و اهداف، وابسته خواهد بود. این عوامل زمینه ای مجسم می کنند که ما با داوری میان خواص معرفتی در حال رقابت، کدام را به عنوان معرفت می پذیریم.
وایلی توجیه را در پرتو ارزشهای زمینه ای تصمیم گیرنده می بیند که پیوستگی آشکار با دیدگاه وابسته دارند. این ارزشها مستقیما تصمیم نمی گیرند که آیا این نظریه همانی است که ما بایستی بپذیریم، بلکه آنها حکم می کنند که کدامیک از خواص معرفتی در یک زمینه خاص، بیشتر اهمیت دارند و همچنین در پذیرش نظریه بیشتر دخالت دارند. بعلاوه، وایلی مخالف این عقیده است که رجحان معرفتی موفق می تواند منجر به گواه واضح شود که در غیر این صورت ممکن است شناخته نگردد.
در بحث استفاده از نظریه دیدگاه در جامعه شناسی، "دو والت"، مثالهای مختلفی ارائه می دهد که نشان می دهند چگونه دیدگاه زنان می تواند گواه را آشکار سازد در حالیکه در غیر این صورت ممکن است ناشناخته بماند. او کار "الیزابت استانکو" را توصیف می کند که در مورد استراتژی های متفاوتی که زنان به کار می گیرند تا از مورد تجاوز واقع شدن اجتناب ورزند تحقیق کرده است. او با تقاضا از زنان برای ارائه گزارشی از "کارهایی که انجام می دهیم تا از تجاوز در امان باشیم" فعالیتهایی را توصیف می کند که سابقا به عنوان "دفاع از نفس" به آنها نگریسته نمی شد، از قبیل انتخاب مکان زندگی، تصمیم گیری در مورد زمان و مکان پیاده روی، انتخاب زمان برای رفتن به مغازه لباسشویی یا بقالی، تصمیم گیری در مورد نوع پوشش و مواردی از این قبیل. توصیفاتی که زنان از این فعالیتها ارائه می دهند برای تهیه گزارشی از استراتژی های زنان برای اجناب از مورد تجاوز قرار گرفتن، یک گواه است. استانکو برای پیش بردن مصاحبه هایش به یک داخلی/خارجی عمل می کند. خود او به عنوان یک زن، آگاه است که اعمال زیادی وجود دارند که زنان برای خودایمنی انجام می دهند اما موکدا دفاع از نفس نیست. همچنین او یک جامعه شناس است و بنابراین هم نقشی را که این رفتارها در شکل بخشیدن به زندگی روزانه زنان بازی می کنند را تصدیق می کند و هم این امر را قبول دارد که روشی که آنها رفتار می کنند توسط آن ساختمان اجتماعی که در آن زندگی می کنند، شکل گرفته است.
هاردینگ و وایلی هر دو صورتهایی از عینیت را پیشنهاد می کنند که توضیح می دهد چطور استفاده از نظریه دیدگاه ممکن است علم را اصلاح نماید و درک ما را نسبت به علم، غنی تر سازد. صورت وایلی نوعی معبر خودراه انداز را آشکار می سازد، جاییکه پژوهشگران بر مبنای پیروزی ها و شکستها، استانداردها را رده بندی می کنند و استفاده از استانداردها را در پرتو گونه های جدید گواه، بازسنجی نموده، گونه های قبلی را مورد تجدیدنظر قرار می دهند. به هر حال، صورت وایلی با وضوح بیشتری مربوط به زمینه است. دلیلی وجود ندارد که بر مبنای انتخاب رتبه ای برای خواص معرفتی در یک زمان، نتیجه بگیریم که در شرایط محیطی دیگر نیز بایستی همان رتبه بندی را داشته باشیم. از طرف دیگر هاردینگ فکر می کند جستجوی عینیت قوی، ما را به سوی ادعاهای اساسی در مورد اینکه کدام ارزشهای اجتماعی در علم خوب موثرند، رهنمون می سازد.
اینجا مطلبی اضافه در مورد صورت وایلی وجود دارد. او با "فهرست استاندارد" خواص معرفتی شروع می کند و همچنین از یک معبر معرفت شناسانه موجود استفاده می کند که خالی از اشکال نیست. تقریبا تمام محتویات فهرستش در یک زمان یا زمانی دیگر در حال مبارزه اند. اگر چه او شرطهای لازم وکافی برای انتخاب بهترین نظریه پیشنهاد نمی کند، حتی شرط لازم را نیز پیشنهاد نمی کند، شایستگی تجربی به عنوان مثال نیازمند این است که با دفاع ملزومات، مواجه شود، علیرغم اینکه این خاصیت در همه فهرستها جای دارد. همچنین، استدلالهای زیرتصمیمی اظهار می دارند که شایستگی تجربی برای تولید صورتی ستبر از انتخاب نظریه کافی نیست حتی اگر آنرا به عنوان یک لازم ثابت بپذیریم. اما مهمتر از آن، صورت وایلی مستلزم تمایز میان ارزشهای شناختی/معرفتی از ارزشهای غیرشناختی/ غیرمعرفتی است، زیرا فهرست خواص توسط اینکه کدامیک از خواص شناختی/معرفتی ارزشمندند، تعریف می شود. این فهرست از خواص، توسط ارزشهایی که ممکن است مستقیما معرفتی نباشند ( مثلا مربوط به موقعیتهای اجتماعی، اهداف و علایق سنجشگران باشند )، داوری شده و سنگین می گردد. آنها ارزشهایی غیرشناختی/غیر معرفتی و احتمالا اجتماعی هستند. در هر حالت، ممکن است میان دو نوع از ارزشها تمایز قایل شد، به هر حال ارائه صورتی تعمیم یافته از این تمایز، دشوارتر است. چرا بایستی با آنها بسان ارزشهای معرفتی رفتار کنیم در صورتی که پرواضح است که آنها با توجه به زمینه ها تغییر می کنند؟ آنها با چه مفهومی بایستی به عنوان ارزشهای معرفتی شناخته شوند؟ آیا تمایزی از این نوع می تواند به طریقی معنی دار ساخته شود؟
ادامه دارد....